دور دوم با هانا بود که D&D بریزد. قاطی کرد همه را با هم و سه رنگ در نیامد. قرار شد دور سوم هم بریزد.

دوباره بین مان سکوت افتاد. گفتم دوست داری موسیقی گوش کنیم؟

گفت حتماً.

براش آهنگ Sweetheart Come گذاشتم. تقریباً سیزده سال پیش بود که اولین بار این آهنگ را شنیدم. فرهاد، دوست گیتاریستم رو یکی از این نوارهای Maxwell همراه چند آهنگ مورد علاقه اش برام ضبطش کرده بود. این آهنگ را دوست نداشتم و تعجب کرده بودم که چرا آن را هم ردیف آهنگ هایی مثل Wish You Were Here، Stairway to Heaven و Soldier of Fortune قرار داده.

اما Sweetheart Come کم کم راهش را باز کرد. تکرار Sweetheart Come که ابتدا برام خسته کننده بود، تبدیل شد به دلنشین ترین قسمت موسیقی. آن قدر درخواست می کند “Sweetheart Come” که Sweetheart را می بینی: بالاخره دارد می آید.

این آهنگ پا به پای من منتظر مانده سر هر قرار، مانند الکل اشتیاقم را برای دیدن Sweetheart ام بالا برده. نمی دانی چه لذتی دارد سر هفتِ تیر هدفون تو گوش ات باشد و همگام با احساست Sweetheart Come تکرار شود.

تکرارش نوعی خلسه می آورد. مثل ذکر گفتن است. یک جور مانترا است. می توانی تسبیح دست بگیری و بگویی Sweetheart Come، Sweetheart Come، Sweetheart Come …. پس از تکرار زیاد Sweetheart Come جان می گیرد.

برای همین است که صوفیان دور خودشان می چرخند و مسلمانان دور کعبه.

با این همه مانند نوشیدن مشروب باید مواظب باشی که پیوندت را با واقعیت از دست ندهی، اگر از دست بدهی Sweetheart واقعی هم که بیاید نخواهی دیدش، مجنونی می شوی که وقتی به نزدیک خیمه لیلی رسید تا از وصلش کامیاب شود، جنون Sweetheart Come گرفتش و از همان جا برگشت و سر به کوه و بیابان گذاشت. وقتی وارد رویا می شوی باید راه برگشتت را باز بگذاری.

گمان کنم دیدگاهم عوض شده چون سیزده سال پیش از سیاه مشق بدم می آمد ولی الان شیفته ی سیاه مشقم. اشتیاق مومنانه یی برمی انگیزاند سیاه کردن یک صفحه تنها با .Sweetheart Come در هر انحنایی که به قلم می دهی تخیلت پرواز کند تا Sweetheart Come.

چقدر هیجان انگیز است وقتی که به نوشته ات نگاه می کنی از جای جاش Sweetheart به سمتت بیاید.

وقتی برگشتم به واقعیت، هانا را دیدم که داشت گریه می کرد.

پ.ن. می توانید آهنگ Sweetheart Come را در Youtube بشنوید!